پدرم

دیروز روز پدر بود. خیلی بده همه برای پدر هدیه بگیرن و آدم فقط به خاطر تنبلی و کاهلی خودش دست خالی باشه. شرمنده شدم. زیاد. شرمنده ی پدرم... حتی نتونستم براش یه متن بگذارم...
منو ببخش بابای خوبم. از همیشه بدترم و از همیشه بی توفیق تر...فقط دلم خوشه که هنوز گرمای دست مهربونتو روی سرم حس می کنم. چه بچه ی بدی شده ام...مثل همیشه دعام کن که هنوز امید دارم با دعای تو دلم زیر و رو بشه... به خدا راست می گم...
از طرف اونی که فرصت نکرد
روز پدر رو به امام زمانش تبریک بگه
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:42 توسط رنگینک
|
از رنگ تو خواهم گفت. از مهر تو که آسمانی است و بی منتها. من زندگی را به رنگ تو خواهم کشید،ای سبز ترین آبی! ای رنگین کمان عشق! <مهدی>