برای سلامتی اش دعا کنیم...



ما که با محرم زنده می شویم
کاش خوب دعا کرده بودیم
برای آن کسی که این روزها با روضه ی حسین می میرد...
روزی دو بار. صبح و شام...
کاش برای ظهورش کاری کرده بودیم...

روز اول


قدیمی ها برای ورود به ماه محرم (شهر الحسین علیه السلام) اذن می گرفتن. برای مشکی پوشیدن، برای عزاداری اجازه می گرفتن... باذن الله و باذن الرسول و باذن...

قدیمی ها برای ورود به ماه محرم از چهل، پنجاه روز قبل مراقبت چشم و گوششون رو شروع می کردن که بتونن توی این ماه خوب گریه کنن. خوب معرفت پیدا کنن.

لای در بازه. اینو از نور باریکی که به گوشه ی دلم می تابه می فهمم. به گمونم برای حفظ بی آبرویی امثال منه. سرمو میندازم پایین و بدون نگاه به چپ و راست، بی اجازه وارد "حسینیه ی محرم" می شم...

یاحسین