من هم هستم!
این مدت همه اش درگیر خرید هدیه بودم و این که چی بخرم و چی کار کنم؟
از اول سال 92
تولد خواهرم و جاریم، هدیه برای مامان و مادر شوهر، هدیه برای 2 تا معلم، هدیه برای همسر ...
فکر می کنم تعدادش کافیه برای درگیر کردن ذهن در طی دو ماه!
حالا تولد یکی دیگه در راهه
نه مثل همه... که همه فدای یک نفسش...
روزا رو بشمار می رسی به یه تاریخی که برای چند لحظه قلبت تپش می گیره...
از امروز 40 روز دیگه تولدشه
برای ظهورش که کاری نکردم. اما می تونم کاری کنم که روز تولدش بگم چهل روزه دغدغه ی ذهن من تویی
این سایت زحمت طرح هدیه ش رو کشیده
اگه می خوای تقدیمی برای فریباترین مهربانِ عالم داشته باشی از امروز شروع کن...
فقط از شیطان فراموش نکن...
نکنه به ذهنت بیاره که چه فایده...
یادت بیاد که یک دست صدا نداره. اما اگه همگی ما با هم شروع کنیم، شاید یه بسته ی بزرگ بشه، یه کادوی خیلی بزرگ. که وقتی اون روز بازش می کنن از توش امضای ظهور دربیاد... انشاءلله
از رنگ تو خواهم گفت. از مهر تو که آسمانی است و بی منتها. من زندگی را به رنگ تو خواهم کشید،ای سبز ترین آبی! ای رنگین کمان عشق! <مهدی>