حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند تو بودی که خداوند هنگام نیازمندیت دیناری به تو عطا کرد و جبرئیل آن را از تو خرید و تو با آن محمد و فرزندانش را مهمان کردی یا من بودم؟ امام حسین علیه السلام می فرمایند: ابن ابی قحافه گریه کرد و گفت: تو بودی.

حضرت فرمودند: تو را به خدا قسم تو بودی که پیامبر او را برشانه هایش سوار کرد تا بت های کعبه را سرنگون کند و آن ها را شکست به گونه ای که اگر می خواست به آسمان برسد هر آینه می رسید یا من بودم؟ گفت: البته تو.

حضرت فرمودند: تو بودی که پیامبر درباره ات فرمود: «تو پرچمدار من در دنیا و آخرتی» یا من بودم؟ گفت: البته تو بودی.

حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند تو بودی که رسول خدا بعد از ان که فرموده بود تا در خانه ی اصحاب و خویشانش را به طرف مسجد ببندند فرمان داد تا در خانه اش به مسجد او باز باشد و برای او روا دانست آنچه را خداوند برای خود او حلال کرده بود یا من بودم؟  گفت: تو بودی.

حضرت فرمودند: قسمت می دهم به خدا تو بودی که پیش از راز گفتن با رسول خدا صدقه دادی و با او نجوا کردی یا من بودم؟ هنگامی که خداوند گروهی از مردم را سرزنش کرد و فرمود: «آیا از این که فقیر شوید ترسیدید پیش از نجوا کردن صدقه بدهید»؟ گفت: البته تو بودی.

حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند تو بودی که رسول الله درباره او به فاطمه سلام الله علیها فرمود: «تو را به کسی تزویج کردم که در ایمان آوردن به من اولین مردم بوده و اسلام او از همه برتر است» یا من بودم؟ گفت: البته تو بودی.

و پیوسته حضرت مناقبی را که خداوند فقط برای ایشان قرار داده بود را برای او می شمردند و او اقرار و تصدیق می کرد که علی علیه السلام با این فضیلت ها  و اختصاصات شخصی سزاوار و شایسته ی رهبری امت حضرت محمد صلی الله علیه و آله می شود.

علی علیه السلام فرمودند: پس چه چیز تو را مغرور کرد که از خدا و رسولش و دین او برگردی در حالی که آنچه را که مسلمانان به آن محتاج و از زمامدار خود متوقع اند تو نداری؟ پس ابوبکر گریه کرد و گفت: ای ابالحسن راست گفتی. امروز مرا مهلت بده تا در کار خود و در آن چه تو گفتی بیاندیشم و حضرت پذیرفتند.

 

بوم نوشت:

در این جا مناشده ی حضرت تمام شد و پست بعد که آخرین پست این حدیث طولانی است مربوط به سرانجام این مناشده است.

یا علی یا هیچ کس...