آبرو
به امیدی آمده بود خدمت امام هادی علیه السلام تا مقدار پولی را که نیاز دارد از ایشان درخواست کند. اما حالا که حضرت به او فرموده بودند فعلا دستم خالی است آثار شکستگی به چهره اش نشسته بود.
خواست برود که حضرت فرمودند: برادر! تو از من چیزی خواستی و من از برآوردن آن ناتوان بودم. اکنون من از تو درخواستی دارم. گفت: بفرمایید مولایم! در خدمتم. حضرت فرمودند: باید سوگند بخوری که آن را انجام می دهی. مرد قسم خورد.
حضرت در کاغذی نوشتند که به این مرد فلان مقدار بدهی دارند. سپس کاغذ را به دست مرد دادند و فرمودند: ظهر به میدان بزرگ شهر می آیم. بیا آنجا و جلوی مرا بگیر. داد و بیداد کن و از من بخواه تا بدهی خود را بدهم. پولت فراهم خواهد شد.
چشمانش گرد شده بود و دهانش باز مانده بود. نه یابن رسول الله! شما را به پولی که هرگز بدهکار آن نبوده اید بی آبرو نمی کنم. حضرت فرمودند: اما تو سوگند خوردی و راهی جز این نیست.
***
از دور حضرت را دید که نزدیک می شوند. از میان جمعیت عبور کرد و جلوی راه امام هادی علیه السلام را گرفت. برگه را نشان داد و گفت: بدهی ام را پرداخت نمایید و بعد بروید. حضرت فرمودند: اکنون چیزی همراه ندارم. کم کم صدا بالا رفت و جمعیت اطراف حضرت را گرفت. ماموران حکومتی که همیشه حضرت را تحت نظر داشتند خبر را به متوکل رساندند که چنین جریانی پیش آمده و الان است که بر شیعیان روشن شود که ایشان چقدر تحت فشار حکومتند که مالی ندارند تا دربرابر بدهی شان پرداخت کنند. متوکل دستور داد از بیت المال آن مقدار بدهی را به امام برسانند. پول به دست حضرت که رسید همه اش را به آن مرد دادند و خشنود بازگشتند.
**********
آبرویشان را می دهند که محبشان بی آبرو نشود.
خودشان را مدیون دِینی می کنند که هیچ دخلی به آنها ندارد.
کلهم نور واحد. دیروز امیرالمومنین و اهل بیت و امام هادی علیهم السلام و امروز حجه ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه
به این فکر می کنم که این شب ها مولای ما خود را پیش خدا بدهکار می کند تا محبین گناه کارش از زیر بار این همه بدهی به خدا خلاصی یابند.
به این فکر می کنم که در طول سال حضرت چند بار حسنات خود را با بدی ما معامله می کنند تا خریدار بی آبرویی ما شوند.
به این فکر می کنم هر چه قدر هم که بد باشیم مولای خوبی داریم. امشب بخشیدنی هستیم. امشب می توانیم از حضرت بخواهیم حسابمان را پاک پاک کند. امشب می توانیم جواز بهشتمان را به نام غلامی مهدی صاحب الزمان بگیریم.
به این فکر می کنم که خوشبخت ترین مردمان ماییم که دست مهربان مولا به سر داریم و پشت و پناهی چون او...

بوم نوشت:
از اعمال شب بیست و سوم خواندن دعای "اللهم کن لولیک" است. بخوانیم و بخوانیم و بخوانیم... باشد که امشب ظهور را برایمان رقم زنند...حیف است چنین مهربانی را به این چشم ندیدن...حیف است گونه را زیر پای چنین بزرگواری نگذاشتن...حیف است
یا اباصالح...یا اباصالح...یااباصالح
از رنگ تو خواهم گفت. از مهر تو که آسمانی است و بی منتها. من زندگی را به رنگ تو خواهم کشید،ای سبز ترین آبی! ای رنگین کمان عشق! <مهدی>