جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم...

گاهی اوقات انسان حال را (برای کسب بهره های معنوی) به بدترین شکل از دست می دهد تا به آینده ی مطلوب و مورد پسند دلش برسد. غافل از اینکه آن کسی که قرار است نتیجه ی کارش را بدهد در زمان حال هم بی نصیب نمی گذاشتش... امان از وقتی که انسان با دلش می خواهد پیش برود و از وظیفه فراموشش می شود!!!
بوم نوشت:اگر از نوشته ام چیزی دستگیرتان نشد بی خیال شوید. این مطلب وقتی حالیَم شد که خودم مبتلا شدم و زمان حال را پس زدم. غافل از آن که وظیفه ام چیز دیگری بود... شما هم اگر دچارش شدید خواهید فهمید...البته امیدوارم که تجربه نکنید چون بسی تلخ است و حسرت زا.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20:52 توسط رنگینک
|
از رنگ تو خواهم گفت. از مهر تو که آسمانی است و بی منتها. من زندگی را به رنگ تو خواهم کشید،ای سبز ترین آبی! ای رنگین کمان عشق! <مهدی>