بوم دل ➷
در صفحه ی خیال به رنگ می گذارم دیدنی های لذت بخش با تو بودن را 
قالب وبلاگ
 

میان این همه خداحافظی اربعین و نایب الزیاره هایی از دوست و آشنا

دلم به دعای شما آرامش دیگری دارد...

می شود رفیق و دوست و فامیل به یادم باشند

اما شما رفیق شفیق، شما مهربانتر از مادر دعاگوی ما جامانده های حسرت به دل نباشید؟؟

 

بوم نوشت:

*برای آنها دعا کن که دعایت مایه آرامش آنهاست... (توبه/103)

 


موضوعات مرتبط: کوتاه نوشته، از میان آیه ها
[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 22:49 ] [ رنگینک ] [ ]

حرف از کربلا رفتن شده بود. تعریف از اربعین بود و این همه عشق مجسم. که انگار حرم امام حسین علیه السلام لانه است و این همه زائر، گنجشکان دلْ کوچک که به شوق، پر می‌گشایند به سوی کاشانه‌ی خویش... حرف از نشانه‌ی ایمان بود و اربعین و زیارت شش گوشه...

بگذریم... مقدمه‌ام بهانه‌ی شروع این نوشتار بود و هوایی کردن دل شما...

اما آنچه که برایتان می‌گویم دردیست که همه‌ی ما جماعت منتظر مبتلاییم. گاه می‌دانیم و گاه نه. گاهِ شدت، از آن می‌نالیم و وقتِ غفلت با آن می‌خوابیم و عجب خوش خوابِ غفلتی ست!

های جماعت همدرد! اصحاب امام حسین یک روزه تبدیل به یاران باوفا و بی بدیل نشدند. روز عاشورا سرانجام یک عمر عمل آنها بود. اینان عمری زنبورِ سربازِ کندویی بودند که ملکه‌اش حسین علیه السلام  بود. همین است که شب عاشورا زمزمه‌ی قرآن و عبادتشان به گوش همه زنبور وار می‌رسید و مرگ پیش چشمانشان أحلی من عسل گردیده بود...

دل آنها در مقابل دل آبی مولایشان بی‌رنگ بود. نه تنها آن روز که به تعداد تک تک تپش‌های دل امام. فقط هر چه او می‌خواست. فقط هر چه او می‌گفت. لبخند او تنها علامت عمل و تسکین‌ دهنده‌ی ألَم هایشان بود... آنها را زندگی سیر نکرد که تمام عمر محو سِیْرِ اطاعت خالصانه‌ی علمدار امام بودند.

شکم‌هایشان حریص دنیا نبود و چشم‌هایشان طمعِ هم چشمی با کسی را نداشت جز سبقت در مسیر اطاعت از امام...

این بود که وقتی مولا صدایشان زد سر سفره بودند یا سرگرم خضاب یا در بستر خواب، با جان‌هایشان به سوی امام دویدند... آن گونه که جسم‌هایشان دیرتر از خودشان رسید... چون حبیب که از روز دوم انگار روحش در کنار امام بود. خیمه‌اش برافراشته بود. پرچمش انتخاب شده بود و امام در انتظارش میان خیمه‌ها به اضطراب و شوق قدم می‌زد...

آری! آنها یک عمر در پی امام دویدند و رسیدنشان روز عاشورا بود. آنجا روز تقسیم مزد و اعطای جان به جانان بود...

های جماعتِ همدرد... دردتان بالا گرفت؟ نگویم که منتظر نیستیم که صدای واویلایمان گوش فلک را کر خواهد کرد. اما درگوشی می‌گویم. ما دنبال او نیستیم. ما در پی او ندویده‌ایم که قرار باشد جایی به او برسیم. تا روزی انگشت انتخاب او روی ما قرار بگیرد. ما هنوز به معنای واقعی "جانب دارِ" او نشده‌ایم چه رسد به "جان بازی" در راهش!

هنوز گرسنه‌ی شکمیم و حریص مال دنیا. ما را هنوز شنیدن صدای سکه‌ها مست می‌کند و زبان هایمان به هر ذکری مشغول است جز نام او...

ما هنوز خیلی راه داریم. چطور سرانجامه‌ی ظهور را طالبیم؟ بیایید در این ایام فکری به حال دردمان بکنیم...

و در دعایمان دیگر دردمندان را هم فراموش ننماییم...

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 15:42 ] [ رنگینک ] [ ]
بسم الله

"شور" روضه ها از "نمک" نام توست یا حسین...

 


موضوعات مرتبط: کوتاه نوشته
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 0:58 ] [ رنگینک ] [ ]
 

مولای من!

اذن عزاداری می خواهم

بگذار ابن شبیبت شوم و

یک دل سیر به جای هر غصه ای

برای حسینت گریه کنم...

 


موضوعات مرتبط: کوتاه نوشته
[ دوشنبه پنجم آبان 1393 ] [ 18:17 ] [ رنگینک ] [ ]
 

هیچ فکر نمی کردم آب بر تو بستن

سرانجامش سرازیر شدن اشک از پشت سد چشمانمان باشد

هیچ نمی دانستم روزی

خنکای آب، سینه ی شیعیانت را به آتش بکشاند...

هیچ جا نشنیده ام سفینه ی نجات دست همه را بگیرد

 اما خودش به گل نشسته باشد...

 

 

بوم نوشت:

آجرک الله یا بقیه الله!

 


موضوعات مرتبط: کوتاه نوشته
[ دوشنبه پنجم آبان 1393 ] [ 18:15 ] [ رنگینک ] [ ]

 

تنها شیعه ی علی علیه السلام  لذت خوشبختی را در این لحظات لمس می کند

تنها محب علی علیه السلام  عظمت امشب و فردا را می فهمد

تنها موالیان علی علیه السلام  در چنین لحظاتی بیش از همیشه از شنیدن نام "امیرالمومنین" دلشان غنج می رود.

فقط باید غدیری باشی تا گوشت پیام ِ نازنین پیام آور الهی را به غایبانِ غدیر شنوا باشد...

فقط باید امامت، علی علیه السلام باشد که در شادباش غدیر  گلویت در دستان بغض فشرده شود...

تنها باید شیعه زاده باشی تا زمین خوردن برایت شیرین باشد که در پس هر افتادنی یک یاعلی شنفتن داری...

تنها نسل غدیرند که غربت وارث غدیر را در میان دیدار سادات به دیده ی اشک بار، می دانند...

یا امیرم! برای زدودن گرد غربت از نام و یادت تقلایی نکردم اما به تپش های قلبم سوگند تنها محبت توست سبب حیات و مماتم...

امامم! افتخار سروری ات بر ما مبارک...

 

 

بوم نوشت:

شیعیان مبارکتان تاج بندگی مولا امیرالمومنین! در این ایام از خواندن خطبه غدیر و نشر آن فراموش نکنیم...

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی یا هیچ کس...

 +


موضوعات مرتبط: دل نوشته
[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 18:47 ] [ رنگینک ] [ ]
 

من زیر آسمان خانه و

شما زیر آسمان صحرای عرفات

نگاه التماس من به آبی آسمان و

یک نگاه اشک آلود شما به آسمان آبی

تنها نقطه ی تلاقی آلوده چشمان من و پاکی چشمان شما همین آسمان است...

باشد مرا هم دعا کنید...

 


موضوعات مرتبط: کوتاه نوشته
[ شنبه دوازدهم مهر 1393 ] [ 12:24 ] [ رنگینک ] [ ]

 

شهر ما آسمانی است. محل اتصال آسمان با زمین همین جاست. همین جا که گنبدی طلایی بر چهره ی خورشید نقاب افکنده. همین جا که دیواری دارد بلندتر از دیوار چین... دیواری به بلندای دلِ دلشکسته گانی که از شدت اضطرار سر بر آن گذارده و عقده خالی می کنند.

شهر ما آسمانی است. همین جا که زمین خورده وارد می شوی و بال گرفته بیرون می آیی...

شهر ما آسمانی است. همین جا که دین زده و مدعی ایمان و مومن کامل را یک جا می پذیرد و همه را مهمان سفره ی کرامت خود می کند و بغل بغل معنویت می بخشد...

شهر ما آسمانی است. همین جا که بهترین مخلوق خداوندگار پا در آن می گذارد و نمی شود فهمید این همه چراغانی به سبب ولادت ولی نعمت است یا به یمن ورود او...؟!

شهر ما آسمانی است و امتدادش تا دلِ همه ی محبین دور و نزدیک می رسد.

شهر ما آسمانی است و ما زمینیان مشهدی به اقامتمان در این شهر افتخار می کنیم اگر چه لیاقتی برای همجواری نبوده است و همه کرامت و آقایی و بزرگ منشی صاحب این همه جلالت است.

ولادتتان مبارک خورشیدِ آسمانِ شهرِ ما...

 

 


موضوعات مرتبط: کبوترانه
[ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 ] [ 11:32 ] [ رنگینک ] [ ]
 

خدایا خودت برایمان مهمانی گرفتی

و پای سفره ی مخصوصت نشاندی

دلمان را اسیر سفره ی پر نعمتت کردی

داخل کوله هایمان را پر کردی از هر چه آذوقه ای که بعدها نیازمان است

برای عبادت های نکرده و چشم های ورم کرده مان از خواب، ثواب نوشتی

مهربانا!

حالا نیز خدایی کن و مصیبت از دست دادن میهمانی ات را برایمان جبران بفرما...

تو خود ما را بر این مصیبت دلداری ده...

 

 

* فرازی از دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه (وداع با ماه مبارک)

خداحافظ ماه قشنگم...

 

 


موضوعات مرتبط: از میان ادعیه
[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 1:41 ] [ رنگینک ] [ ]
 

هر چه در توان دارید تلاش و تمنا و عجز و لابه کنید تا مشمول مغفرت پروردگار شوید...

برای آمرزیده شدن شتاب کنید که این شب قدر نیز بگذرد و شب های پسین هم تمام خواهند شد...

بشتابید که فرصت رو به اتمام است که زیان دیده کسی است که ماه رمضان تمام شود و آمرزیده نشود.

 

 

بوم نوشت:

از اعمال امشب خواندن اللهم کن لولیک است هر چقدر که میشود...

 


موضوعات مرتبط: از میان آیه ها
[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 21:24 ] [ رنگینک ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از رنگ تو خواهم گفت. از مهر تو که آسمانی است و بی منتها. من زندگی را به رنگ تو خواهم کشید،ای سبز ترین آبی! ای رنگین کمان عشق! <مهدی>

حتی خیال بی تو شدن می کشد مرا
کارم به روزگار جدایـی نمی رسد
امکانات وب